عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )

87

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )

مىشود . هر طبقه محيط ما تحت خود مىباشد ، يعنى آنچه غليظ است روى به مركز مىنهد ، و در ميان نطفه قرار مىگيرند و آنچه لطيف است روى به محيط مىآرد ، و در سطح اعلى نطفه مقرّ مىسازد ، و آنچه در زير سطح اعلى است متّصل به سطح اعلى است در لطيفى كمتر از سطح اعلى است ، و آنچه بالاى مركز است و متّصل به مركز است در غليظى كمتر از مركز است ، به اين واسطه نطفه چهار طبقه مىشود . مركز را كه در ميان نطفه است سودا مىگويند و سودا سرد و خشك است و طبيعت خاك دارد ، لاجرم به جاى خاك افتاد . و آن طبقه را كه بالاى مركز است و متصل به مركز و محيط مركز است ، بلغم مىگويند ، و بلغم سرد و تر است و طبيعت آب دارد ، لاجرم به‌جاى آب افتاد . و آن طبقه‌يى را كه بالاى بلغم است و متّصل به بلغم و محيط بلغم است خون مىگويند و خون گرم و تر است و طبيعت هوا دارد لاجرم به جاى هوا افتاد . و آن طبقه را كه بالاى خون است و متّصل به خون و محيط خون است صفرا مىگويند ، و صفرا گرم و خشك است و طبيعت آتش دارد . لاجرم به‌جاى آتش افتاد و آن يك جوهر كه نامش نطفه بود ، چهارعنصر و چهار طبيعت شد و اين جمله در يك ماه بود . فصل چهارم در بيان مواليد ( 6 ) چون عناصر و طبايع تمام شدند 58 ، آن‌گاه ازين عناصر و طبايع چهارگانه مواليد سه‌گانه پيدا آمدند . اوّل معدن ، دوم نبات ، سيم حيوان ، يعنى اين عناصر و طبايع چهارگانه را قسّام قسمت كرد و تمامت اعضاى انسان پيدا آورد : اعضاى اندرونى و بيرونى و اين اعضا معادن‌اند . هر عضوى را مقدارى معيّن از سودا و بلغم و خون و صفرا مىفرستاد ؛ بعضى را از هر چهار برابر و بعضى را متفاوت ، چنان‌كه حكمت اقتضا مىكرد ، تا تمامت اعضاى اندرونى و بيرونى پيدا آمدند ، و همه را با همديگر بسته كرد و مجارى غذا و مجارى حيات و مجارى حسّ و مجارى حركت ارادى پيدا آورد تا معادن تمام شدند ، و اين جمله در يك ماه ديگر بود . فصل پنجم در بيان روح نباتى ( 7 ) چون اعضا تمام شدند و معادن تمام گشتند ، آن‌گاه در هر عضوى از اعضاى